X
تبلیغات
رياضي - نماز در قالب ریاضی
نماز تابع پوشايي است كه همه ي اعضاي دامنه را تنها و تنها به عضو منحصر به فرد برد نظير مي كند . در مجموعه دامنه هر گونه عددي موجود است ، هر گونه انساني موجود است ، گنه كار و ثواب كار ، اعداد حقيقي و مختلط و هر گونه عددي را به ذات بي همتاي او مي رساند . چون پوشاست و يك به يك است بنابراين معكوس پذير نيز است .

حال كه اين بردار انتقال من ناچيز را به آن بي نهايت مي رساند ، آخه اين مجموعه ی تهي من چگونه مي تواند به آن مجموعه ي بي ابتدا و بي انتها متصل شود .

"ركوع" من نمايان كننده ي زاويه قايمه است . عجب ابهتي ! زاويه قايمه عجب شكوهي دارد . استوار و محكم با اينكه خم مي شوم اما از اين خم شدنم احساس غرور مي كنم .

"سجده " من نقطه تماس من با آن يكتاي بي همتاست . من در سجده مفهوم آهنگ تغيير و كاربرد مشتق را مي فهمم . در اين نقطه است كه خطي مماس بر منحني عبوديت به ابديت رسم مي شود . مشتق منحني عبوديت من در نقطه تماس اين بار خط خميده است . انگار اين تابع از اول ذرجه n بزرگتر از 2 داشته . اين خط خميده در برابر آن قدرت لا يزال خم شده است .

قنوت من سينوس تابع هيپربوليك است كه با ظاهر كلمه سخت بسيار ساده شبيه سهمي با a مثبت رسم مي شود .

تشهد من لگاريتم طبيعي عدد بي نهايت است كه بي نهايت مي شود .

من در سلام اكسترممهاي تابعم را همه با هم يكجا مي بينم كه ماكزيممها و مينيمم ها ي مطلق ونسبي خود را يك به يك به من مي نمايانند .

امروز در صفحه شطرنجي سجاده من محورهاي مختصات پاك شده تا مختصات بردار اتصال دهنده بر ابديت را با نقطه وجود بي ارزشم اشتباه نكنم . 
وقتي دانه دانه ي كرات تسبيحم را يكي پس از ديگري طي مي كنم ، احساس مي كنم راس هرم وجودم كه در سطح كره ي محيط بر اين هرم قرار دارد در حال حركت است كه احساسش را به همه جاي كره برساند .

امروز كه صفحه اي را از كره ي محيط بر وجودم عبور دادم ، سطح مقطع آن دايره اي شد با وترها و شعاع ها و قطر هاي رسم شده ، از اين همه برخي سبز و برخي قرمز اند . سبزها موازي اخلاق انساني اند و قرمز ها معاصي و اعمالي اند كه يا اخلاق انساني را قطع كرده اند و يا دير يا زود قطع خواهند كرد . خطوط قرمز مرا وادار مي كنند كه تحت دوران 180 درجه قرار بگيرم .

من كه الان از حل معادله گناهان و حسنات اعمالم بر نمي آيم و جرات دست به قلم گرفتن براي حل اين معادله را ندارم ، چگونه مي توانم وقتي كه نقطه عطف تمامي منحني ها مشخص شد ، وقتي كه انتگرال همه ي توابع به دست آمد ، وقتي كه كليه مسايل حل شد ، معادله حل شده ام را كه هم اينك پيش رويم مساله است ببينم . ولي به هر حال تنها راه حل و مسير نجاتم را تابع يكنوا و اكيدا صعودي نماز مي دانم .

نوشته شده توسط زكي در پنجشنبه نهم آبان 1392 |